خداجویی :
نیاز رسیدن به خدا ، انسان را بهسوی جنس مخالف میکشاند؛ کندالینی چیزی نیست مگر اشتیاق برگشت به خویش و خدای خویش؛ ( انا لله و انا الیه راجعون)
و انسان تنها زمانی آرام میگیرد که به خدا برسد.
عطش پایان ناپذیر درون :
در تمام روابط انسانی حتی در اوج قدرت و اوج لذت، هنوز عطشی در درون وجود دارد؛ کسانی که اوج قدرت و لذت را چشیدهاند، این را میفهمند؛ تازه آن موقع نیازی بسیار شدیدتر وجود انسان را فرا میگیرد؛ یک عمر خودت را کشتهای تا به آن کسی که عاشقش شدهای برسی؛ ولی وقتی به انتهای آرزوهایت میرسی تازه یک عشق شدیدتری در وجودت زبانه میکشد که تو را به حد جنون میکشاند.
عکس العمل انسانها در این نقطه فرق میکند بعضی به جنون کشیده میشوند یا چند شخصیتی میشوند؛ و بعضی به عالم روح صعود میکنند مانند بودا.
بعضی از آدمها موضوع را عوض میکنند و از یک مدل زندگی به مدل جدید روی میآورند؛ یا از زن و شوهر خود خسته میشوند، آن را عوض میکنند، بعضیها محیط کار یا نوع شغل را عوض میکنند و …
خستگی و شنیدن صدای خدا :
هرگاه در زندگیات به نقطهای رسیدی که احساس خستگی کردی و به دنبال تغییر و تنوع افتادی، بدان که این خستگی صدای خداست که در درونت منتظر نشسته است و فقط با او آرام میگیری؛ تمام تفریحات و سرگرمیها برای فرار از شنیدن این صدای عظیم درونی است.
احساس خستگیات را جشن بگیر، چرا که خدا صدایت می زند…
در زندگیات تأمل کن :
یک لحظه در خود تأمل کن و به زندگیات نگاه کن؛ کل اتفاقات را بررسی کن؛ در این بررسی خودت را فراموش کن و زندگیات را به عنوان یک داستان یا یک ماجرا ببین؛ در آن لحظه همه چیز برایت روشن میشود؛ حال کمی عمیقتر به زندگی دیگران بنگر به زندگی کل انسانها؛ به تاریخ بشریت؛ آنوقت میبینی که چقدر سردرگمی بیهودهای داشتهای؛ همه چیز واضح و روشن است؛ همه چیز یک بازی ساده است ولی بهظاهر پیچیده است؛ همه آدمها از یک راه میروند و همه اشتباه میروند؛ تو نرو؛ بایست و به عقب برگرد؛ تنها راه نجاتت همین است، وگرنه مثل اکثر مردم به عمق چاه زندگی میروی و آن موقع خدا داند که چه بر سرت خواهد آمد!…
لینک پیج ما در اینستاگرام
