عشق

انواع عشق و شنا کردن در اقیانوس دگرگونی و ناشناخته عشق

انواع عشق :

می توان عشق را به دو نوع تقسیم کرد :

۱- عشق از روی نیاز ( Need love)

۲- عشق از روی بخشش (Give love)

یا به شکلی دیگر می توان عشق را ناشی از کمبود و دیگری را عشق برآمده از وجود دانست.

عشق از روی نیاز :

عشق از روی نیاز بستگی به طرف مقابل دارد. این عشق نابالغ است یا به عبارتی ساده تر این عشق نیست تنها یک نیاز ساده است. تو از معشوق خود به عنوان یک وسیله بهره می گیری و تا جایی که می توانی بر او سلطه گری می کنی و طرف مقابل تو نیز مثل تو رفتار می کند.

« بهره کشی از یک انسان، رفتاری غیر انسانی است.»

عشق از روی کمبود و نیاز همچون رابطه کودک و مادر :

متاسفانه این رفتار را به نام عشق می شناسند. انسانی که این گونه به دنیا می آید، کودک می آید و کودک می رود. در کودکی به مادر خود وابسته ای. عشق به مادر ناشی از غریزه و عشقی ناشی از کمبود است. چون مادر ادامه زندگی کودک است، کودک به ظاهر مادر را دوست دارد. او به هر زنی که وظایف مادر را انجام دهد همان عشق را پیدا خواهد کرد.

« هر کسی که نیازهای ما را برطرف کند فکر می کنیم که عشق اتفاق افتاده است. »

بلوغ و کمال در عشق :

میلیونها نفر از مردم با وجود سن بالایی که دارند هنوز مثل یک کودک محتاجند و هرگز بزرگ نمی شوند. انسان لحظه ای بالغ می شود که بجای حاجتمند بودن عشق بورزد. آدم بالغ بخشنده است. در این حالت برای تو فرقی نمی کند که معشوق، عاشق تو هست یا نه !

اگر در زندگی تنها ماندی و هیچکس به تو محبتی نکرد و بر عشق ورزی خود ادامه دادی آن موقع کمال معنوی را خواهی فهمید.

عشق از روی بخشش :

عشق با بخشش، حقیقی و عرفانی است. اگر به دیگری وابسته ای او مایه بدبختی توست. هیچکس دوست ندارد وابسته باشد چون وابستگی قاتل آزادی است و عشق نمی تواند در وابستگی شکوفا شود. عشق شکوفه آزادی است و به فضا احتیاج دارد. فضایی در حد تمام هستی. کسی نبایستی مزاحم او شود.  بایستی بدانی که عشق بسیار حساس و شکننده است.

« تنها یک انسان بالغ می تواند به راحتی ببخشد. »

عدم وابستگی در عشق از روی بخشش :

اگر کسی محبت تو را نشناخت و اگر کسی آواز تو را نشنید و اگر کسی دستان تو را تنها گذاشت بایستی مثل پرندگان به رقص و پایکوبی مشغول باشی. در این حالت دیگران نیز از تو بهره مند می شوند. عشق هیچگاه در وابستگی شکوفه نمی دهد .

زن ها بخاطر سلطه گری مردها از بدو آفرینش صفات نیکوی خود را بتدریج از دست داده اند. وقتی که فهمیدی عشق «نیاز» نیست به کمال خواهی رسید. اگر هنوز چیزی بنام زشتی می بینی هنوز عاشق نشده ای.

«عشق اکسیری است که تمام زشتی های دنیا را به زیبایی تبدیل می کند.»

آزادی و بلوغ در عشق، شرط پایداری در عشق :

اگر بالغ شدی، آنگاه همسری بالغ پیدا خواهی کرد. اگر از تمام زن و مردها و عاشق و معشوق های دنیا بپرسید نزدیک به ۹۹ درصد آنها ابراز می کنند که فریب خورده اند. تو می توانی هزاران بار شوهر یا زن خود را عوض کنی، ولی همچنان سیاه بخت و بیچاره خواهی ماند.

عشق واقعی تو را به موکشا ( آزادی و رهایی ) می رساند. اگر عشق در حال نابود کردن آزادی است آنرا دور بریز. عشق را می توان دور ریخت، ولی آزادی را بایستی همیشه حفظ کرد. بدون آزادی هیچگاه سعادتمند نیستی. این امری غیر ممکن است.

« آزادی ارزشی بالاتر از عشق است.»

شنا کردن در اقیانوس دگرگونی و ناشناخته عشق :

برای بخشش اساسی ترین شرط، دارا بودن آن چیز است. عشق چون راه سعادت را هموار می کند، دردناک جلوه می کند. عشق چون دگرگون می کند و ناخالصی ها را خالص می کند، دردناک جلوه می کند. هر دگرگونی دردناک است، چون کهنه باید جای خود را به نو بدهد. کهنه آشناست، ایمن است، بی خطر است، ولی نو ناشناخته است. تو در اقیانوسی ناشناخته بایستی شنا کنی.

اسارت ذهن و ترس از ورود به وادی عشق :

ذهن نمی تواند کار کند. ذهن استاد عقاید کهنه است، ولی با عقاید تازه ذهن بی مصرف است، بدین سبب ترس به وجود می آید. با رها کردن دنیای کهنه، دنیای واقعی درد پدیدار می شود. ترس از ناشناخته ها ترسی بسیار عظیم است. از همه مهمتر دگرگونی است که از نفس خارج می شویم و به واقعیت های خودمان پی می بریم.

« تو بدون داشتن احساس این درد سرمستی ملکوتی را نخواهی فهمید. »

با عبور دادن درد ( جدایی از نفس ) بلافاصله نشئه سرمستی الهی شکل می گیرد. عشق آتش است بخاطر همین انسان های کره زمین ترجیح می دهند بدون عشق زندگی کنند، چون می بینند که رنج بردن آنها بیهوده است و تنها اتلاف وقتی بیش نیست.

« هر چیزی که در تنهایی با آن زندگی می کنی آن واقعیت توست… ».

پست های مرتبط

اختیار، از وجوه عشق خداوند در آزادی انسان و ظلمت نفسی عامل دوری او از خدا

موکتی

چهار سطح عشق، سطح سوم و چهارم، دعا و عبادت و مراقبه (قسمت دوم)

موکتی

حسادت چیست و چگونگی خلق جهنم و بدبختی با حسادت ورزی

موکتی

ارسال نظر