خودشناسی روح عرفان عرفان

روح و آگاهی و نفس در مسیر سیر و سلوک معنوی و خودشناسی

روح و آگاهی

وجود نفس مانعی در برابر پیشرفت معنوی :

یک سالک باید خودشناسی داشته باشد؛ اولین قدم این است که نفس را زیر پا بگذارد؛ نفس واقعی یا منیت واقعی، خودپرستی است که موجب نزول انسان از نظر روح و آگاهی می شود.

اگر می خواهی بدانی که آیا تحت تسلط نفس یا روح خود هستی خود را اینگونه ارزیابی کن :

۱- اگر چیزی را برای همه بخواهی در تسلط روح هستی؛

۲- اگر چیزی را هم برای خود بخواهی و هم برای همه در تسلط عقل خود هستی؛

۳- اگر چیزی را فقط برای خود بخواهی تحت سلطه نفس هستی!

با پست های اختصاصی بسوی خدا همراه ما باشید.

عشق و منیت در مسیر سلوک :

عشقی که باعث شود غرور و تعصب و حسادت در تو بوجود آید، عشق واقعی نیست؛ آنچه که بین عاشق و معشوق جریان دارد، خود خداوند است؛ نمی توان خداوند را در حصار کرد؛ اگر نسبت به کسی احساس خوب داری بخاطر خدایی است که بین شما جریان دارد؛ (جوهره واقعی عشق ) اگر آن جوهره گرفته شود، عاشق و معشوق نسبت به هم بیگانه می شوند.

در عشق حقیقی چه معشوق باشد و چه نباشد تو با نشئه عشق ، سرور الهی داری…

 در هر کاری به پایان کار نگاه کن؛ اگر پایان راه به معنویات ختم شود، آن کار تصمیم روح توست و با خیال راحت سر بسپار.

توجه به جسم و نفس سبب زنگار روح :

جسم فقط به فیزیک نگاه می کند، هر چه مادی گراتر باشی نفس قوی می شود؛ برای همین در عرفان می گویند به جسمت سختی بده تا بتوانی آن را کنترل کنی؛ هر چه نفس ما زنگار گرفته باشد، روح ما تنبل تر است؛ از طریق بند سیمین جسم و روح به هم متصلند؛ مقتضیات جسم به روح داده می شود و بالعکس؛ ( باید زنگار را از روحت پاک کنی تا جذب انسان های معنوی شوی ).

توجه انسان به خدا و روح و آگاهی ، برای رسیدن به روشنایی روحی :

هر چه توجه شخص به خدا بیشتر شود، روشنایی روحی پیدا می کند؛ وقتی انسان در مدیتیشن یا خواب به عوالم معنوی می رود، در موقع برگشت اگر کوله باری از معنویات را با خود بیاورد، زنگار درون جسم را پاک می کند؛ تنها خصوصیت روح که روح انسانی را از روح حیوانی جدا می کند، قوه خلاقیت است؛ اینکه انسان چشمش را  ببندد و چیزی را تصور کند؛ «جان» همان روح حیوانی است که به ما حرکت و جنبش می دهد؛ منیت با روح همراه است ( توسط بند سیمین )؛ اگر بخواهی کسی را تغییر دهی، نمی توانی مگر این که روح او را تغییر دهی.

احساس انسان پس از مرگ :

انسان بعد از مردن دیگر شهوت جنسی ندارد؛ ( امکان دارد حسی باشد ولی شهوت نیست؛) انسان پس از مرگ صفات روانی اکتسابی را کم و بیش در خود نگه می دارد مثل حسادت، بخل، مال دوستی و بچه دوستی؛ روح پس از مرگ فقط احساس دارد ولی شعور و ادراک ندارد؛ در ابتدا شعور نیست کم کم که در محیط جدید قرار می گیرد، عقل و شعور می آید؛ عقل و شعور یک حسی است که تفاوت بین خوب و بد یا خیر و شر را بفهمیم.

وضعیت هوش حیوانی و هوش معنوی پس از مرگ :

کسی که می میرد بر حسب درجه تکامل روحی صفات خود را با خود همراه می برد؛ مرکز ثبت خاطرات، روح انسان است نه جسم او؛ مرکز هوش معنوی در روح است؛ مرکز هوش حیوانی مغز است؛ مغز وسیله ای است که خاطرات روحی را بروز می دهد؛ مثلا خاطرات همین زندگی ابتدا به مغز حیوانی انتقال داده می شود و بعد کم کم  که جا افتاد به مغز روحانی منتقل می شود؛ تمام قابلیت های زندگی های گذشته در روح وجود دارد ( کالبد علّی ).

دو دسته عوامل کلی در سرنوشت انسان دخالت دارند :

الف – عوامل طبیعی : شامل موارد ذیل است :

۱- عوامل ارثی و خونی که تا ۳ پشت، به نحو خاصی در صفات و اخلاقیات تاثیر دارد؛

۲- روح : فکر پدر و مادر در موقع انعقاد نطفه؛

۳- غذایی که نطفه از جوهره آن غذا تشکیل شده است؛

۴- غذایی که در شکم مادر به بچه تزریق می شود؛ ( اولین اندامی که در نطفه شکل می گیرد، دو تا انگشت پا است)؛

۵- زمان و مکان به دنیا آمدن بچه ( کجا، چه وقت ؟ )؛

۶- با چه غذا و در چه محیطی تربیت و پرورش پیدا می کند.

ب –  عوامل روحی :

همان مشیت الهی است؛ بایستی دید که روح استحقاق چه شکل و قیافه و هیکلی را دارد؛ روح القدس همان روح ملکوتی است یا اصولا روح القدس روحی است که از دیدن خدا بوجود می آید؛ روح خالص و یکپارچه؛ هر انسانی روح القدس را در خودش دارد و باید بتواند آن را پیدا کند.

روح القدس :

روحی که پاک و مبرا از هر گناه است؛ به انسان های پاک و معصومی که هیچ گناهی از آنها سر نزده است؛ قدس شامل حضرت باریتعالی است و هر کس که به آن مقام می رسد و صفات خداوند را در خود پیدا می کند، شایسته نام مقدس روح القدس می باشد؛ روحی که به کمال رسیده روح القدس نیست، زیرا در نتیجه زحمات پاک شده، اما روح القدس ذاتاً پاک است؛ خالص می آید و خالص می رود؛ یک سری افراد سیر انسانی نداشته اند مثل حضرت علی؛ ایشان از روز ازل روح القدس آفریده شده اند؛ ماموریت روح القدس تصفیه و ارشاد انسان هایی است که تصمیم به پاک شدن و مبرا شدن دارند.

چرا استعداد تکامل انسان نامحدود است؟

به علت روح خداوندی است که درون وی به ودیعه گذاشته شده است؛ جان بستگی به مادیات بدن دارد و روح بستگی به معنویات؛ حالات روحانی و همچنین مشاهدات روحانی یک نوع استعداد ذاتی است (اکتسابی نیست )؛ قدرت و آزادی روح متناسب با نزدیکی با خداوند است؛ به هر نسبت به خداوند نزدیک هستیم قدرت روحی مان زیاد می شود؛ اگر روحی پس از مرگ خودش را به دید اقوام خود می رساند و سخنی نمی گوید، حتما حاجتی دارد.

ارواح خبیث و ارواح رحمانی :

بعضی از کرات هستند که مخلوقاتشان پست تر از انسان های زمینی است؛ در هر کره یا سیاره انتظاماتی وجود دارد که اجازه ورود به آن منطقه را نمی دهند و هر موجودی در دوره طی کمال یا تا پایان مهلت خاص باید در کره خودش بماند.

ارواح جسم ندارند تا شکل داشته باشد؛ بخاطر این به خود شکل می گیرند تا اعمال ما را به خودمان نشان دهند و برای همین ارواح خبیث صورت زشت به ما نشان می دهند؛ در واقع دارند کمک می کنند و می فهمانند که قیافه ات چه شکلی می شود؛ ارواح رحمانی خیلی زیبا هستند؛ آنها هم کمک می کنند؛ اگر روحی را دوباره در خانواده خود متولد کنند به او ارفاق شده تا از سردرگمی نجاتش دهند.

از پیج اینستاگرام ما بازدید نمایید

پست های مرتبط

روز سوم تمرین مربی گری روح، مرتب کردن بی نظمی (هفته اول، عنصر هوا)

موکتی

دایره ین و یانگ از دیدگاه روانشناسی (خیر و شر) و فلسفه تعادل در جهان

موکتی

مربی گری روح سفری برای کشف حقیقت درونی خود و زندگی (قسمت دوم)

موکتی

ارسال نظر