روح عرفان

روز چهارم تمرین مربی گری روح، مشاهده و خودآگاهی (هفته اول، عنصر هوا)

مشاهده - خودآگاهی - مراقبه

روز چهارم، خودآگاهی و مشاهده :

خوب شما به روز چهارم رسیدید؛ در طول این مدت شما باید متوجه چیزها، الگوهای قدیمی و کهنه و انسدادهای متراکمی که ظاهر می شوند، شده باشید؛ به خاطر داشته باشید که آنها مثل خامه می مانند که به سطح می آید تا گرفته شود؛ آنها فقط چیزهایی هستند که رها می شوند پس فقط افکار را مشاهده نمایید.

لازم نیست که حتما در مورد آنها کاری انجام دهید؛ فقط آنها را مشاهده کنید؛ این نیروی هوا است؛ برای درک کردن این موضوع، عقابی در حال صعود را تصور کنید که از بالای سر به زندگی که زیر پایش است بدون وابستگی تماشا می کند؛ در این هفته تماشاگران خاص باشید؛ امروز، روز خودآگاهی است.

در حال حاضر زندگیتان در چه حالی است؟

ما با افکار و عقاید درونی مان قوانین سخت و عقاید مرکزی درباره زندگی خلق کرده ایم؛ در بعضی شرایط این افکار و عقاید درونی به ما قدرت می دهند، ولی در مواقع بسیار زیادی ما درباره هویت و اعتقاداتمان افكار غير عاقلانه ای داریم.

شاید آن گونه که ما خود را مشاهاده می کنیم، و آنچه که از خود می بینیم همیشه خیلی درخشان نباشد، ولی هر کدام از ما نهایت سعی خود را می کنیم؛ ما بطور خودآگاه شخصیت خود را انتخاب نکرده ایم، بلکه تحت تأثیر پیشامدهای زندگی مان و آنچه که والدین و مردم دیگر به ما گفته اند، شخصیت ما شکل گرفته است.

شخصیت ما از محیط احساسی دوران کودکی مان شکل گرفته است و ما در دوران بزرگسالی گرایش به تکرار آنها داریم؛ ما با سیستم فکری و عقیده ای والدینمان برنامه ریزی شده ایم و آنها نیز از عقاید والدین خود شکل گرفته اند؛ گاهی ما به گونه ای با خود برخورد می کنیم که والدین مان با ما برخورد کرده اند.

در تلاش برای پیوستن به روحتان بیاد داشته باشید که شما شخصیت خود نیستند؛ در حقیقت شما خیلی باشکوه، جالب توجه و جاودانی تر هستید.

نکته ای جهت رهایی از وابستگی :

برای رهایی از وابستگی به شخصیتتان باید نخست به آن آگاه شوید و آن را بشناسید؛ سعی نکنید که با انکار کردن، از دست آن فرار کنید؛ بلکه یک مشاهده گر خاص باشید، نسبت به نفس خودتان و تصوری که از خودتان دارید، عقاید و قوانین درباره زندگی تان را بدون قضاوت کردن، معاینه و بررسی کنید؛ وقتی خود را با حسی شوخ و مهربان مشاهده کنید این به شما کمک می کند تا خود واقعی و اصلیتان را پیدا کنید.

جمله تأکیدی برای امروز

من خود را دوست دارم و می پذیرم… و آنچه که هستم کافی است.

امروز :

زندگی خود را مشاهده کنید، فکر کنید که اتفاقاتی که امروز در زندگی تان رخ می دهد نه خوب هستند و نه بد، آنها فقط اتفاقات امروز هستند؛ خوب و یا بد بودن آنها فقط بستگی دارد به معنایی که شما به آنها می دهید.

خلاصه پایه های زمانی جهت انجام تمرین :

پایه اول: متعهد شدن به زمان کمی برای تغییر و تحول!

یک ناظر خاص باشید.

پایه دوم: متعهد شدن به زمان بیشتری برای تغییر و تحول!

عیب و نقصتان می تواند امتیاز تان باشد.

پایه سوم: متعهد شدن به زمان نامحدود برای تغییر و تحول؛

عقاید اصلی و مرکزی خودتان را مشاهده کنید.

پایه اول، یک ناظر خاص باشید :

هویت و شخصیت شما مجموعه ای از تصورات پر از جزئیات درباره خودتان است و شما آن را در طول زندگی همه جا با خود حمل می کنید؛ هویت و شخصیت ترکیبی از ارزیابی ها، نظریات و استنباط هایی در مورد خودتان است که با آن مانند یک فیلتر هر تجربه ای را می بینید؛ برای مثال اگر فیلتر افکار و اعتقادات شما دنیا را خشن می داند، انسان های خشن و وضعیت های خشن را در اطراف خود می بینید.

مشکل این است که شاید شما حتی از یک درصد از اعتقادات بی شمار تان در مورد خود و دنیای تان آگاه نباشید، در حالی که اعتقاداتتان در مورد زندگی و خودتان همیشه حاضر هستند و شما حتی نمی دانید که آنها مثل هوای اطرافتان وجود دارند؛ ولی شما بندرت به وجود آنها پی می برید؛ شما هر چه بیشتر به افکار، تصورات و استنباط هایتان درباره اینکه چه کسی هستید آگاه می شوید، بیشتر می توانید خود واقعی تان را تشخیص دهید.

امروز نسبت به افکار و اتفاقات اطرافتان یک ناظر خاص باشید؛ به گفتگوهای درونی و به نوع جملات و کلماتی که از آنها استفاده می کنید دقت کنید؛ اگر تشخیص دادید از کلماتی که شما را ضعیف می کنند استفاده می کنید، آنها را با کلمات مثبت نیروبخش عوض کنید؛ با استفاده از کلمات متفاوت احساس متفاوتی خواهید داشت؛ با تغییر دادن نوع جملات و کلماتی که از آنها استفاده می کنید، زندگی تان نیز تغییر خواهد کرد.

برای مثال بجای اینکه گفته شود:
  • «من افسرده هستم» بگویید: «من کمی غمگین هستم».
  • «من خسته و از پا در آمده ام»، بگویید: «من باطریم را شارژ می کنم».
  • «من عصبانی هستم»، بگویید: «من کمی بدخو هستم».
  • «من تنها و بدون زوج هستم»، بگویید: «من آماده مهر ورزیدن هستم».
  • «آنقدر فشار کاریم زیاد است، که آب از سرم بالا رفته است»، بگویید: «من خودم را توسعه می دهم تا گنجایش خود را بیابم».
  • «من کارهای خیلی زیادی برای انجام دادن دارم»، بگویید: «من افق خود را گسترش می دهم» و یا اینکه «می خواهم ببینم که گنجایش من چقدر است».
  • «من خوب هستم»، بگویید: «من عالی هستم» و یا «من بسیار عالی هستم».

به واکنش خود در مقابل تجربیات امروز آگاه باشید؛ از خودتان بپرسید: «درباره این اتفاق، خودم و دنیا، چگونه باید فکر کنم و عقیده داشته باشم؟» و افکارتان را در دفتر فرایندتان بنویسید.

برای امروز یک ناظر ساکت باشید؛ خود، اعمال و واکنش هایتان را بدون داوری و ارزیابی ملاحظه کنید؛ به کلامی که از آن استفاده می کنید، دقت کنید؛ آیا هنگامی که در مورد خود و یا زندگی تان صحبت می کنید، کلماتی بکار می برید که به شما قدرت می دهند؟ به نوع افکار مکرر خود توجه کنید؛ آیا این افکار شما را به خود واقعیتان نزدیکتر می کند و یا شما را از سرچشمه وجودتان دور می کند؟ مشاهده هایتان را در دفتر فرایندتان بنویسید.

پایه دوم، عیب و نقصتان می تواند امتیازتان باشد :

وقتی فرایند آگاهی و خودشناسی را شروع می کنید شاید متوجه شوید که شناختتان را به خوب و یا بد طبقه بندی می کنید؛ حقيقت این است که وقتی قبول می کنید آن چیزهایی را که در خود نمی پسندید، آنها می توانند برای شما سرمایه مفیدی باشند؛ برای مثال به جای اینکه خودتان را به خاطر خودسر و لجوج بودن سرزنش کنید، فکر کنید که «لجوج بودن»، «اراده خیلی قوی» است؛ این یک کیفیت خیلی عالی است و وقتی که می خواهید کاری را به اتمام برسانید و یا می خواهید زمان سختی را بگذرانید می توانید از آن استفاده کنید؛ افکار شما از «من یک دنده و لجباز هستم» به «من قوی و با عزم و اراده هستم»، تغییر می کند.

لیستی از ایرادهای خود درست کنید و در جلوی هر یک بنویسید که چگونه می توان جنبه مثبت آنها را دید؛ مثلا:

  • «دمدمی مزاج» تعدیل شود به «خودجوش»؛
  • «خسیس» تعدیل شود به «صرفه جو»؛
  • «خشم و غیظ» تعدیل شود به «احساس قوی در مورد عدالت»؛
  • «آدم بی عیب» تعدیل شود به «متعهد به شگرفی و برتری»؛
  • «طفره رفتن و به عقب انداختن کاری» تعدیل شود به وقت شناس عالی»؛
  • «رک و بی پرده» تعدیل شود به «بی ریا و صادق»؛

پایه سوم، عقاید اصلی و مرکزی خودتان را مشاهده کنید :

یک باور مرکزی، تصور و اندیشه ای است که آنچنان به آن مشغول شده اید و آنقدر آن را تکرار کرده اید که به ضمیر ناخودآگاهتان رخنه کرده است؛ این گونه افکار مثل صدای زمزمه دور و بر است که به آن آگاه نیستید تا زمانی که این زمزمه تمام شود.

یک لیست از عقاید مرکزی مثبت و منفی که در مورد خود دارید درست کنید؛ بعد از نوشتن لیست به بار اولی که هر کدام از آن عقاید را قبول کردید فکر کنید و آن را بنویسید.

مثال از عقاید مرکزی منفی می تواند چنین باشد:
  • زندگی یک مبارزه است.
  • بدون سختی هیچ چیزی بدست نمی آید.
  • من باید از دیگران نگهداری کنم.
  • کسی نمی تواند کاری را به خوبی من انجام دهد.
  • اگر بخواهم که کار درست انجام شود باید خودم آن را انجام دهم.
  • مرد / زن های زندگی من همیشه به من بدی می کنند.
  • من سنم برای اینکه به یک شغل جدید فکر کنم زیاد است.
  • برای پیشرفت کردن باید بجنگم.
  • من هیچ وقت آنچه را که شروع کردم، تمام نمی کنم.
مثال از عقاید مرکزی مثبت می تواند چنین باشد:
  • من قدرت تصمیم گیری بی نظیری دارم.
  • من همیشه مردم را دوست داشته ام و دیگران هم مرا دوست دارند.
  • مردم واقعا لذت می برند که در کنار من باشند.
  • من دست به هر کاری بزنم در آن موفق می شوم.
  • فرق نمی کند که با چه سختی و مشکلی روبرو شوم، من همیشه راهی برای غلبه بر مشکلاتم پیدا می کنم.
  • هر چه که بیشتر به دیگران بخشش می کنم، بیشتر بدست می آورم.
  • زندگی من در مسیر درست راهنمایی می شود.
  • تمام احتياجات من ارضاء شده است.

 

لینک مطلب روز اول تمرین مربی گری روح لینک پیج ما در اینستاگرام

پست های مرتبط

روح و آگاهی و نفس در مسیر سیر و سلوک معنوی و خودشناسی

موکتی

روز دوم تمرین مربی گری روح، تعهد به تغییر زندگی‌تان (هفته اول، عنصر هوا)

موکتی

روز سوم تمرین مربی گری روح، مرتب کردن بی نظمی (هفته اول، عنصر هوا)

موکتی

ارسال نظر