خودشناسی روح عرفان

سیر تکامل روح از ازل تا ابد و هبوط و گذر از هستی به نیستی و انحلال در کل

روح - تکامل

سیر تکاملی طبیعت :

طبیعت یعنی ناآگاهی و ناآگاهانه پیش رفتن؛ طبیعت به اقتضای بودنش  پیش می رود، براساس روشی که برایش تعیین شده؛ یک دانه نمی تواند انتخاب کند که رشد کند یا نه ؟ به محض اینکه شرایط بیرونی فراهم شود، شروع به رشد کردن می کند؛ یک درخت نمی نشیند با خود فکر کند که حالا امسال چند تا شکوفه بزنم؟! چند تا میوه بدهم؟ خود به خود شکوفه ها سبز می شوند و آنهایی که باقی می مانند، به میوه تبدیل می شوند؟

طبیعت در مسیری که قرار دارد نقش خود را به نحو احسن انجام می دهد؛ در همان حدی که از آن انتظار می رود نه بیشتر و نه کمتر؛ اگر در روند کلی میوه دادن یک درخت مشکلی نباشد درخت کار خود را بخوبی انجام می دهد؛ این طبیعت  نا آگاه سیر تکاملی هم دارد که آنهم دست خودش نیست؛ طبق هدایت تکوینی تمامی جمادات، نباتات و حیوانات در سیر تکاملی هستند؛ نقطه عطف تکامل جماد، نبات است و نقطه عطف تکامل نبات، حیوان است؛ حیوانات هم مراتبی دارند؛ تک سلولی، پرسلولی و … که این سیر همچنان ادامه دارد.

آغاز بودن روح از نبودن :

روحی که از ازل آفریده شده تا ابد وجود دارد و این سیر را ادامه می دهد؛ این روح ابتدا از نبودن به بودن می رسد، که این تجربه نبودن در عمق تمام روح ها نهفته است و همه سعی دارند دوباره به همین نقطه برگردند ( انا لله و انا الیه راجعون ).

این نبودن، انحلالی در کل بوده و چیزی به عنوان روح منفرد وجود نداشته است؛ در واقع هر روحی در روح کل دست داشته، ولی با به وجود آمدن، اختیارات کل را از دست داده است؛ اولین سقوط روح و جدایی روح از اینجا شروع می شود و سپس این روح منفرد در دیگر روح ها نفوذ کرده و بر اثر تعارضاتی که بین روح ها پیش می آید عده ای به جهان های پایین هبوط می کنند (رانده شدن از بهشت)؛ طبق نظریه دیالکتیک، این هبوط، سقوطی حتمی است و گریزی از آن نیست.

آغاز سیر تکامل روح در جهان ماده :

زمانی که خوبی و زیبایی و خوشی به حد زیاد برسد خود به خود، بدی و زشتی و ناخوشی وارد عمل می گردد و جنگ این دو شرایط جدیدی ایجاد می کند؛ روحی که به پایین فرستاده می شود وارد چرخه طبیعت می شود. در واقع کل آگاهی های پیشین از او گرفته می شود و در نقطه ای در درون روح قرار داده می شود؛ این نقطه در مرکز روح است؛ حضور این باعث ناآرامی روح و شروع سیر تکاملی او می گردد؛ روح به واسطه حضور در جهان های مادی دارای عناصر خاصی می شود؛ روحی که در جماد وارد می شود عنصر خاک را دارد؛ برای همین همه ما اینقدر به زمین وابسته ایم؛ ( حتی نشستن روی زمین، خوابیدن روی زمین و با پای برهنه راه رفتن، احساس آرامش می آورد)؛ اولین عنصری که بوجود آمده خاک است.

عنصر آب و پیدایش حیات :

عنصر بعدی آب است؛ با حضور آب طراوت خاصی ایجاد می شود و با حضور آب یک جهش کوانتومی رخ می دهد و جماد که ظاهرا هیچ حیاتی در آن دیده نمی شود آثار حیاتی پیدا می کند؛ (دانشمندان معتقدند که جمادات زنده نیستند، در صورتی که اشتباه است! جماد هم زنده است منتهی پایین ترین سطح از زندگی و شعور را دارد؛ حیاتی خام و دست نخورده در سنگ ها و جمادات وجود دارد که به علت خام بودن انرژی فوق العاده ای دارند).

جهش کوانتومی و ایجاد زنجیره نوکلئوتیدی :

در این جهش کوانتومی اولین آثار حیات (RNA) خود را نشان می دهد؛ یک زنجیره تک نوکلئوتیدی؛ که این زنجیره تک، رهبری حیات در کل زمین را به عهده دارد و خداوند از طریق این زنجیره تک، در همه جا کارهایش را انجام می دهد؛ این زنجیره تک، رهبری تشکیل (DNA)  را به عهده دارد؛ دو زنجیره مکمل هم که هر کدام به تنهایی از (RNA) اولیه ایجاد می شوند و سپس این (DNA) ساختار سلولی را تشکیل می دهد.

سیر تکامل روح در طبیعت و گذر از نباتات به حیوانات :

دی ان ای، تعیین می کند که سلول چه رفتاری از خود نشان دهد؛ در ابتدا موجودات تک سلولی و سپس پر سلولی تشکیل می شود؛ این موجودات پر سلولی پیشرفت کرده کلونی تشکیل می دهند و سپس اندام ها تشکیل می گردد و نهایتا موجودی که نامش را گیاه می گذاریم پا به عرصه وجود می گذارد؛ روح حاضر در این مجموعه رو به تکامل است و هیچ راهی جز این تکامل ندارد؛ گیاهان هم همانگونه که می دانیم از نوع پست به انواع عالی ترقی پیدا می کنند؛ عناصر آب و خاک و هوا در گیاهان فعال و باعث تحرک روح است؛ روحی که از مرحله گیاهی بگذرد باز طی یک جهش کوانتومی به حیوانی می رسد؛ در حیوانات عنصر آتش هم اضافه می شود که محرک حیات حیوانی است.

افزایش عنصر اتر و تکامل انسان :

طبیعت در عین ناآگاهی با برنامه ریزی دقیق و خارق العاده ای پیش می رود و روح در این چرخه طبیعت، بی آنکه از خود اختیاری داشته باشد جلو می آید و به نحو احسن نقش خود را ایفا می کند؛ روحی که در مرحله حیوانی کامل می شود، به مرحله انسانی ارتقاء می یابد، ولی نا آگاهانه؛ طبیعت کل تلاشش را کرده تا تو را انسان کند؛ تا اینجا عناصر انسانی هم کاملتر شده و اتر هم اضافه می شود؛ حال بسته به سطح انسانی عناصر بیشتری داده شده و متناظر با آن چاکراهای جدید هم داده می شود.

 

لینک پیج ما در اینستاگرام

پست های مرتبط

آگاهی و عشق امواج جاری در کائنات و تجربه خدا در صورت پیشرفت سطوح درونی

موکتی

کارما چیست ؟ و جایگاه آن در متافیزیک

موکتی

ایمان چیست؟ و دسته های اشخاص خدا آگاه

موکتی

ارسال نظر