روان روح شادی عرفان

روز شانزدهم مربیگری روح، روز شادی و خطرپذیری (هفته سوم، عنصر آتش)

شادی - خطرپذیری

با جرات زندگی کنید، شاد و خطرپذیر باشید:

سلام عزیزان، امروز دومین روز هفته عنصر آتش از برنامه مربی گری روح است؛ نیروی آتش زنده است و اشتیاق و هیجان را شعله ور می کند؛ امروز روز شادی است! روزی است که باید یک کار خطرناک انجام دهید و دنیا را با چشمان جدیدی ببینید.

روز شانزدهم، خود را به خطر بیندازید:

اگر شما همیشه همان کاری را بکنید که انجام می دهید، همان را بدست می آورید که همیشه بدست آوردید؛ اگر همه چیز مثل همیشه باشد هیچ چیز تغییر نمی کند؛ شناختن وجود حقیقی تان به این معنی است که مایلید به سوی ناشناخته ها قدم بردارید و جور دیگری عمل کنید؛ همه ما به عادات و الگوهای قدیمی مان گرایش داریم؛ بعضی از آنها را بخاطر حمایت و پشتیبانی کردن از خود برعلیه شکست خوردن، صدمه دیدن و یا تحقیر شدن بکار می بریم.

قوی باشید و ادامه دهید:

گاهی اوقات در سفر درونی جستجوی خویش، ممکن است با بعضی شکست ها روبرو شوید، ولی ضرب المثل ژاپنی را که می گوید: هفت بار زمین خورده، با هشت بلند شوید را بخاطر داشته باشید؛ به این معنی که وقتی توکل می کنید و تصمیمی می گیرید به آن ادامه دهید.

جمله تأکیدی برای امروز

فرق نمی کند که در زندگی من چه اتفاقاتی پیش می آید، من آزاد هستم که در هر لحظه خوشحال باشم.

امروز:

تمام وقت از خود بپرسید من چگونه می توانم امروز شور، شوق و شادی بیشتری داشته باشم؟ و نگاه کنید که ضمیر ناخودآگاهتان چه برایتان می آورد؛

خلاصه پایه های زمانی جهت انجام تمرین مربی گری روح :

پایه اول، متعهد شدن به زمان کمی برای تغییر و تحول!

شادی.

پایه دوم، متعهد شدن به زمان بیشتری برای تغییر و تحول!

از محوطه امن و راحت خود خارج شوید.

پایه سوم، متعهد شدن به زمان نامحدود برای تغییر و تحول!

یکی از عادت هایتان را عوض کنید.

پایه اول، شادی :

بدون توجه به اینکه امروز در زندگی تان چه اتفاقاتی می افتد در موقع انجام دادن هر کاری راهی برای شادی و سرشاری بوجود آورید؛ اگر می خواهید کارهایی انجام دهید، از خودتان بپرسید در حالیکه این کارها را انجام می دهم چگونه می توانم لذت نیز ببرم؛ شاید بتوانید در حین رانندگی برای انجام کارهایتان موزیک نیز گوش کنید و یا با صدای بلند آواز بخوانید؛ (ماشین من تنها جایی است که در آن با صدای بلند آواز می خوانم، بدون اینکه نگران واکنش دیگران باشم)؛ در دفتر فرایندتان بنویسید که برای شما شادی چیست، امروز بارها این را از خود بپرسید و به آن جواب دهید: «چگونه می توانم شادی و سرشاری بیشتری در حال حاضر تجربه کنم؟»

شاد و خطرپذیر باشید:

انجام دادن این تمرین شامل قبول خطر است ولی این یکی از سریعترین راه ها برای رها کردن الگوهای قدیمی است؛ مثل یک آدم سبک فکر و نادان بخندید! نه اینکه فقط کمی با صدای آرام بخندید بلکه به فراوانی خنده یک بچه بخندید، حتی اگر اصلا احساس خنده نمی کنید، وانمود کنید و از ته دل بخندید، روی زمین غلت بزنید، بخندید و در موقع خندیدن خرناس بکشید؛ بار آخری که یک خنده توأم با غش غش، خرخر و روی زمین افتادن داشتید کی بود؟ هرگز؟ امروز شروع کنید؛ حتی وانمود کردن، اثر شگفت انگیزی در روحتان خواهد داشت؛ این کار را انجام دهيد! چیزی از دست نخواهید داد؛ و می توانید همه چیز بدست آورید.

پایه دوم، از محوطه امن و راحت خود خارج شوید:

امروز روزی است که باید از منطقه امن خود خارج شوید؛ من درباره پژوهش شگفت انگیزی در هلند شنیدم که در آنجا از بیماران سرطانی خواسته بودند که کارهای روزمره شان، آرایش موهایشان و نحوه لباس پوشیدن خود را کاملا تغییر دهند تا در نتیجه این کار، نحوه ای که خود را درک و شناسایی می کردند تغییر کند؛ جالب توجه این است که میزان بهبودی خودبخودی در این گروه خیلی بالاتر از گروه کنترل بود، این تئوری می گوید که تغییرات بیرونی باعث تغییرات درونی می شوند.

امروز با تمامیت تغییر کنید:

پس برای امروز تغییری بدهید؛ دیگران را غافلگیر کنید، خود را غافلگیر کنید! غیرقابل پیشگویی باشید، آرایش موی سرتان را عوض کنید و یا آرایش صورتتان و یا نحوه لباس پوشیدنتان را، پابرهنه در برف راه بروید… حتی در آن غلت بزنید و برف ها را بالای سرتان بپاشید؛ اگر همیشه زودتر از موقع می رسید، امروز تاخیر کنید؛ چند تا شمع روشن کنید و با سرعت زیاد و یا خیلی کند برقصید؛ کاری انجام دهید؛ هر چه که خارج از منش شما است.

خارج شدن از محدوده ای که به خودتان اجبار کردید، می تواند آنچه که هویتتان را جامد کرده است و شما را از داشتن رابطه نرم و شیرین با روحتان دور نگاه داشته است، برطرف کند.

پایه سوم، یکی از عادت هایتان را عوض کنید:

ما همه عاداتی داریم؛ با اینکه آنها باعث آسانتر شدن زندگی مان می شوند، گاهی عادات و روال عادی ما را محدود می کنند؛ آیا بخاطر می آورید زمان کودکی تان را که یک روز بی انتها و یک هفته مانند ابدیت بود؟ زیرا همه چیز تجربه هیجان انگیز و تازه ای بود، شما کارهای روزمره نداشتید.

به زندگی خود نگاه کنید: آیا رفتارهای تکراری دارید که از نیازهای درونتان حمایت نمی کند؟ برای مثال آیا عادت دارید که چهار ساعت در روز تلویزیون تماشا کنید؟ امروز ( و همینطور در آینده) برای تغییر بعضی از عاداتی که به شما نیرو نمی دهد چه کاری می توانید انجام دهید؟!

 

لینک مطلب تمرین اول مربی گری روح از پیج اینستاگرام ما بازدید نمایید

پست های مرتبط

ترس از زندگی و ترس از مرگ و ماهیت نفس در انسان

موکتی

ما که هستیم یا چه هستیم، گذری بر خودشناسی از تولد مادی تا تولد روحانی

موکتی

روح و آگاهی و نفس در مسیر سیر و سلوک معنوی و خودشناسی

موکتی

ارسال نظر