خداشناسی خودشناسی دین و مذهب عرفان

خدا را چگونه دریابیم و سالک چگونه طالب جستجوی حق می شود

خدا - حقیقت - عرفان

خدا را چگونه دریابیم و جستجو کنیم :

انسان باید آماده شود که هیچ شود؛ مذهب، مجموعه قوانینی است که انسان را به خدا رهنمون می کند؛ مذهب طبیعت و سرشتی است که در وجودت هست و تو از آن دوری؛ در هر جستنی تو از خدا و خودت دور می شوی؛ قبول کن در اقیانوس خداوند هستی؛ اگر بخواهی اقیانوس را ببینی، باید از آن بیرون بیایی و می میری؛ ماهی و اقیانوس لازم و ملزوم یکدیگرند؛ برای رسیدن به خدا و عشق حقیقی، باید دنیا و آخرت را زیر پا له کنی؛ زیباترین لحظه پرواز یک پرنده، لحظه ای است که بال نمی زند.

با پست های اختصاصی استاد موکتی در سایت بسوی خدا با ما همراه باشید.

مقصد و مبداء یکیست :

شعار واقعی صوفی لا اله الا الله است؛ خدایی بجز خداوند یکتا ندارد؛ هدفی بجز مقصد وجود ندارد؛ مقصد از مبدا جدا نیست؛ مبدا و مقصد هر دو یک پدیده اند؛ اساسی ترین اصل کائنات همین یک جمله است؛ برای رسیدن به مقصد انسان بایستی به مبدا برسد؛ آلفا، (ابتدا) همان امگاست، ( انتهاست)؛ اگر برای رسیدن به مقصد تلاش می کنی تا ابد در سرگردانی به سر خواهی برد و هرگز به وطن خود نخواهی رسید؛ اما اگر در پی یافتن مبدا خود باشی نه تنها مبدا را پیدا خواهی کرد، بلکه مقصد و هدف را پیدا کرده ای.

طلب خداوند :

خداوند جایی نیست که ما به آنجا می رویم؛ خداوند جایی است که ما از آنجا آمده ایم؛ تمام اهداف ما برای رسیدن به خدا، فرافکنی ذهنی ماست و مقصد واقعی همان طبیعت ماست؛ طلب یعنی چیزی را نداری و می خواهی بروی آنرا پیدا کنی و به چنگ آوری؛ هر طلبی یعنی گمراه شدن ولو طلب خدا؛ تو خدا را داری و آن را طلب می کنی.

(کسی که خودش را شناخت، بندگی نکرد، خدایی کرد).

جستجو، یعنی طلب تو یا مورد طلب تو، در دور دست ها وجود دارد؛ جستجو به تو پیشاپیش این گمان را می دهد که حقیقت از تو دور است و با تو تفاوت دارد و بایستی در جایی دیگر آن را تجربه کرد؛ هر چیزی که به عنوان رنج در تو وجود دارد، ریشه اش در این است؛ از امروز باید زندگیت تغییر کند؛ سالک بودن تو به این است که اعتمادت را به من نشان دهی؛ این هیچی نبودن نیست، بودن مطلق است؛ مملوء از بودن است.

(استاد واقعی کسی است که سرت را قطع کند!).

دیدن حقیقت و خدا توسط ذهن! :

من خدا بودم نه اینکه خدا می شوم؛ محال است اگر خدا نباشم خدا شوم؛ خدا را زمانی احساس می کنی که بتوانی بپری ولی روی زمین پرواز کنی! حقیقت چیزی نیست که بتوانی با چشمت ببینی؛ هر دیدن توهم محض است؛ تو وقتی چیزی را می بینی که از او بیرون باشی؛ هر چیزی بیرون از تو باشد توهم است؛ هر چیزی دیده می شود به ذهن داده می شود و ذهن آرزو سازی می کند؛ دیدن های مکرر کاری برایت نمی کند؛ در ظاهر کمک می کند ولی در باطن تو را زمین می زند؛ چیزی که تو را از دیگری متمایز می کند، آن واقعیت نیست؛ خدا حقیقت مطلق است؛ اگر خدا تجربه شود همه به هم پیوند می خورند.

چگونه انسان زمین می خورد؟

هر دیدنی باعث می شود که ذهن تو چیزی را آرزو کند؛ ذهن همیشه خوراک می خواهد، اگر داشته باشد که هیچ و اگر نداشته باشد خودش داستان سرایی می کند.

هیچ جا نمی خواهد بروی، در خودت برو؛ در اقیانوس الهی شیرجه بزن؛ این اقیانوس همه جا هست؛ در هر شرایطی می توانی شیرجه بزنی؛ خدا همیشه و همه جا هست؛ مثل ماهی در این اقیانوس جلو برو و با اقیانوس عشق کن؛ خدا یک تجربه  نیست؛ هیچ تجربه ای از این قبیل روحانی نیست؛ به خاطر بسپار همه تجربه ها جز بازی ذهن چیز دیگری نیست؛ هر آنچه که دیده می شود قسمتی از دنیای توهم تو است.

درک عشق ملکوتی ورای دیدن توهمی است :

تو می توانی نور را ببینی، تو می توانی هاله من را ببینی، ارواح و فرشتگان را ببینی، حتی خدا را ببینی؛ هیچکدام واقعیت نیست حتی اگر خدا باشد؛ آنچه که در خودت هستی، واقعی است؛ پیر یا مرشد، هدف نیست بلکه به عنوان سوخت به تو کمک می کند تا جلو بروی؛ با آن سوخت جهش می کنی و در خدا جلو می روی؛ زمانی که احساست واقعی شد و توانستی چشمت را روی تمام دنیاها ببندی صدای دیگران را نمی شنوی و فقط صدای معشوق است…

زمانی که نه شمس است و نه مولانا ، حقیقت بین این دو جریان دارد که همان عشق ملکوتی است…

 

از پیج اینستاگرام ما بازدید نمایید

پست های مرتبط

جسم خود را دوست بداریم (روز ۲۲ مربیگری روح، هفته چهارم، عنصر خاک)

موکتی

دایره ین و یانگ از دیدگاه روانشناسی (خیر و شر) و فلسفه تعادل در جهان

موکتی

روز چهاردهم مربیگری روح، رهایی از افکار قربانی بودن (هفته دوم، عنصر آب)

موکتی

2 نظر

ناشناس ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ در ۱:۰۲ بعد از ظهر

سلام – خیلی ممنونم از شما – بسیار بسیار عالی – همیشه با خوندن مطالب شما گریه میکنم – نمیدونم چطوری خودم پیدا کنم

پاسخ
موکتی ۲۱ فروردین ۱۳۹۹ در ۱۱:۳۰ بعد از ظهر

ممنون از اینکه نظرتون رو بیان کردین، نورانی باشین عزیز

پاسخ

ارسال نظر