خداشناسی خودشناسی روح عرفان

حقیقت خدا و سیر آگاهی روح در نظام هستی (تعالی معنوی)

حقیقت خدا و روح و آگاهی

دریافت آگاهی و تعالی معنوی :

در دوره های پیش از تاریخ، بشر به واسطه دریافت آگاهی جهش بزرگی از زندگی حیوانی به انسانی پیدا کرد و هم اکنون این جهش از طریق تعالی معنوی به انواع بشر تقدیم می شود؛ این آگاهی همان هستی یا بودن است؛ تاثیرات این آگاهی باعث می شود که انسان جایگاه خود را در نظام هستی پیدا کند و حقیقت خدا را بهتر دریابد.

خدا صاحب دو بخش است : بخش درون و بخش بیرون.

بخش درون (نیرگونا) :

بخشی از خداست که هیچ کیفیتی ندارد؛ بخش توصیف نشدنی؛ آن قسمت از خدا که حتی نمی توان در مورد آن فکر کرد؛ نیرگونا آن بخشی است که صاحب هیچ کیفیتی نیست و با هیچ چیز نمی توان آن را توضیح داد و فکر کردن درباره آن به هیچ وجه ممکن نیست.

بخش بیرون (ساگونا) :

واقعیت ابدی، آگاهی و سرور و نشئه و شعف است؛ این بخشی است که آدمی در زندگی خود می شناسد و آن را در مراحل خودشناسی تجربه می کند؛ این نمایشنامه ای است به نام لیلا  که از اصوات و آوازها، رقص ها و سکوت، حرکت و خوابیدن بنا شده است؛ در این بازی روح خود را گم می کند، با ایفای نقش خود را دوباره پیدا می کند.

بیداری روح و رهایی از مایا :

این همان شعفی است که ادیان الهی پیشرفته از آن سخن گفته اند؛ روح در گم گشتگی خویش را به نابودی می سپارد؛ روح فراموش می کند که تنها اوست که تمامی واقعیت است؛ وقتی که خویشتن را پیدا می کند، همه چیز را به یاد خواهد آورد و آنگاه می فهمد چون تنه درختی است که شاخه های بسیاری از آن می روید؛ این روح می فهمد که تصور بسیار بودن ( کثرت ) بازی مایاست (توهم).

توهم یا مایا :

توهم یا مایا هنری است که از قدرت های جادویی حاصل می شود؛ نمایش روح صحنه ای است که روح هم بازیگر است و هم تماشاگر؛ در صحنه زندگی روح به تلاطم امواج شادی و غم در همه موجودات، در قالب تماشاگر نگاه می کند و در قالب بازیگر از خود بیخود می شود.

حقیقت باستانی شیوا، ویشنو و برهما :

  • برهما بازدم خداوند در جهان تحتانی است (آفریدگار).
  • ویشنو نگاه داشتن نفس خدا در بیرون او  است (نگهدارنده و خدای حفاظت کننده).
  • شیوا دم خداوند است یا کشیدن نفس به درون (نابود کننده مایا یا توهم در جهان های تحتانی).

این حقیقت باستانی است که نه آغاز دارد و نه پایان .

سفر روح :

روح به اعماق جهان های ماده فرستاده می شود؛ جایی که خود را گم می کند و دوباره پیدا می کند؛ او همیشه در شکل های گوناگون (تناسخ) به سر می برد؛ همه اینها در دوره هایی رخ می دهد که به شب و روز موسوم است؛ هر روز و هر شب به اندازه یک کالپا طول می کشد؛ کالپا تقریبا ۴ میلیون و ۳۲۰ هزار سال طول می کشد.

دوره روز به اسم «مان وان تارا» است که به ۴ عصر تقسیم می شود :

۱- اول کریتا یوگا

۲- دوم تراتا یوگا

۳- سوم  دوواپارایوگا

۴- چهارم کالی یوگا

کریتا یوگا :

دوره ای است که زندگی در آن خوشی کامل است ( هیچ غصه ای وجود ندارد) و زندگی در گوناگونی و وفور همه زیبائی ها رخ می دهد؛ این دوره یک میلیون و ۷۲۸ هزار سال طول می کشد.

تراتا یوگا :

دوره آن یک میلیون و ۲۹۶ هزار سال طول می کشد؛ دوره ای است که همه چیز به نقص میل می کند و مهمترین خصوصیت این دوره راه یافتن اضطراب ها به دنیاهاست .

دوواپارایوگا :

این دوره از دو دوره قبلی کوتاهتر است؛ ۸۶۴ هزار سال طول می کشد؛ در طی این دوره نیروهای نور و تاریکی، زشتی و زیبائی، خوبی و بدی و لذت و درد همه به تساوی می رسند .

کالی یوگا :

این دوره ۴۳۲ هزار سال طول می کشد که در طی این عصر هستی به فساد و تاریکی کشیده می شود و روح در لذتی گم می شود که سراسر وحشت است؛ در این دوره که شکلی از شیواست، در این زمان خداوند تمامی روح ها را به جهان بالا می برد؛ ( طبقه پنجم از جهان های خداوندی ) طبقه ششم فعلی .

وضعیت روح ها پیش از برگشتن به جهان های مادی :

روح هایی که در این نواحی بالا آورده شده اند، پیش از برگشتن به جهان های ماده ۱۰۰۰ سال در خواب به سر می برند؛ جایی که مجددا خویش را در برکت پیدا کنند؛ روح ها در این حالت برای یک کالپا در حیاتی مملو از آسایش و صلح به سر می برند تا اینکه دوره بعدی آغاز شود.

 

از پیج اینستاگرام ما بازدید نمایید

پست های مرتبط

روز یازدهم تمرین مربی گری روح، کشف روابط زندگی (هفته دوم، عنصر آب)

موکتی

جسم خود را دوست بداریم (روز ۲۲ مربیگری روح، هفته چهارم، عنصر خاک)

موکتی

ترس از زندگی و ترس از مرگ و ماهیت نفس در انسان

موکتی

ارسال نظر